01026

امشب یه کافه ای بودیم .. وسطای صحبتمون یکی از دوستای صمیمی رها زنگ زد که کجایی 

گفت یکی از کافه های شریعتی ، میای؟

گفتش اوووه خیلی دوری و فلان؛ گفت باشه تا ۱۰.۵ خونم بیا خونم ..

گفتش حالا با کیی!؟ ،، اسممو آورد

گفت باشه میام !((:

..

رها قطع که کرد برگشت سمتم گفت فلانیو یادته؟ گفتم اره ازش خوشم نمیومد 😂

گفتش عع داره میاد😂😂 

و من تا قبلش فک کردم دوستدخترش زنگ زده..

..

دوستشو میشناسم ، قبلا به مُج پیشنهاد داده بود خیلیم مُج رو میخواس

مُج سریکسری مسائلی که هرگز سوال پیچش نکردم ، ردش کرد

ولی درکل واقعا بخوام بگم پسر خیلی خوبیه ، خیلییی پایه هستش

پایه گشت و گذار و کمپ و گردش های کوتاه اخرهفته 

پایه مسافرت

کلا از اوناس که باهاش خوش میگذره ..

ولی بقول خودش ،، ببخشید ببخشید ، در طول هفته عینهو سگ کار میکنه(((: تا بتونه زندگی کنه ..

از اون پسرای کاری که اخرهفته هر غلطی بکنن حقشونه !😂

تا قبل اومدنش رها فاز غم ورداشته بود ، هی سیگار میکشید ، هی غُر میزد .. منم اسموتیمو میخوردم و گوش میدادم ..

البته بازی فوتبالم میداد ، اونم نگاه میکردم ،، یه نیم ساعت بعدش گفتم واقعا میاد؟ زنگ زد و اومده بود !((: یک دقیقه بعد پیشمون بود ..

حرف زدیم ، اذیتم کردن ، ایسگاه گرفتن /: عوضیا ! هی سیگار کشیدن و خفم کردن /:

اسموتی سفارش داد ، یه قلوپ خورد گفت خوبه ! بعد اورد جلو من گفتش نمیشه به ابلفضل باید یه قلوپ بخوری !

گفتم نمیخورم سیرم |: 

رها نی اسموتیمو ورداشت ، کرد تو اسموتیش 

میگه داداش یه قلوپ واسه مام بذار ..

دیگه خیلی دهنیش کردن ، اخر نه اسموتی خودمو خوردم نه اسموتی اونو !/:

توراه تا برسیم به ماشین صحبت کردیم و بعد منو رسوندن خوابگا خودشون رفتن ..

از اینکه یکسری آدمارو این روزا میبینم خیلی تعجب میکنم ..

میدونی چی میگم؟

یکسری آدمایی که مدتهاست ازشون خبری نداشتم یهو میبینمشون ، یهو بهم پیام میدن ! 

خیلی عجیبه ! مثلا همین دوستش رو آخرین بار من طرفای بهار ۹۸ دیده بودم ! 

یا کسایی که این روزا بهم پیام میدن ..

عجیبه ..

پ.ن۱: رها واسم انبه خرید 🥺 دیشب بود تو تلگرام غُر زدم انبه نخوردم امسال ، امروز دوتا دونه انبه خریده بود ..

پ.ن۲:صحبتای امشب خیلی واسم مفید بود چونکه من درباره ی طرح یکسری سوال داشتم که عجیب کسی بهش توجه نکرده بود و نمیدونست ! یا میگفتن هم با شک بود ، دوستش امشب قشنگ شکافت واسم و توضیح داد ، خیالم که راحت نشد ولی چشامو وا کرد تا بیشتر توجه کنم به یکسری مسائل ‌..


برچسب‌ها : رها
+ شنبه ۵ تیر ۱۴۰۰ - 23 چآی  |