01015

امشب مُج اومد پیشم ، شام خوردیم ، چای هم نوشیدیم و کلی حرف زدیم ..

میدونست پادرهوام و اوضاع روحی خوبی ندارم ولی نمیدونست خوابمم بهم ریختس ..

درنتیجه به زور منو آورد اتاق خودش که مثلا بخوابونتم 

نتیجه؟

خودش خوابش برد ..

۴۵ دقیقه گوشیو کنار گذاشتم و سعی کردم بخوابم ..

هی فکرم چرخید ،، چرخید .. و هنوز بیدارم !

+ پنجشنبه ۳ تیر ۱۴۰۰ - 1 چآی  |