امشب مُج اومد پیشم ، شام خوردیم ، چای هم نوشیدیم و کلی حرف زدیم ..
میدونست پادرهوام و اوضاع روحی خوبی ندارم ولی نمیدونست خوابمم بهم ریختس ..
درنتیجه به زور منو آورد اتاق خودش که مثلا بخوابونتم
نتیجه؟
خودش خوابش برد ..
۴۵ دقیقه گوشیو کنار گذاشتم و سعی کردم بخوابم ..
هی فکرم چرخید ،، چرخید .. و هنوز بیدارم !