0958

همین یکی دوهفته پیش یکی از دوستام *گ که قبلا ارتباط نزدیکی داشتیم بعد اون دیگه فارغ‌التحصیل شد و ارتباطم باهاش درکل قطع شد ، پیشنهاد داد بهم .. یهو(!!)

گفت روت کراش داشتم ولی جرئت نداشتم بیام نزدیکت و این حرفا 

ولی درنتیجه من بدون حتی یک دقیقه فکر ، گفتم نه ! من دوستی بینمون رو ترجیح میدم و نمیخوام از دستش بدم ..

چیزی نگفت ولی فرداییش بهم پیام داد که درست میگی نمیدونم چرا ولی خواستم شانسمو باهات امتحان کنم ولی هرطور راحتی عزیزدل‌من!

.. تا امشب با اون دوستم که گفتم دوسال ندیدمش اول قرار بود برم خونش بعد کنسل شد؛ ناهار من با چندتا دیگه از دوستام رفتم بیرون ولی برنامه این دوستمو دیگه کلا کنسل نکردم گذاشتیم شام (رستوران) ..

خیلی ناخوداگاه یهو بحثمون رفت سر *گ و یهو واسم ردیف کرد از لاشی بودناش ! از گندایی که میزنه ، از اینکه خیلیارو درحد وان نایت استند میبینه ..

تکیه دادم به صندلی و خشکم زد ! 

باورم نمیشه .. از وقتی رسیدم همش تو فکرم ،،

وای خدای من ! مرسی !

پ.ن: آها اینو یادم رفت بگم اون قسمتی که فرداییش اومد جوابمو داد عذاب وجدان گرفتم !! گفتم ای بابا دختر تو چرا اینطوری هستی ای کاش یه شانسی میدادی وای موردشعور اون معیاراتو ببرم 😂😂

+ جمعه ۱۴ خرداد ۱۴۰۰ - 23 چآی  |