0953

دیروز برای اولین بار یه دوستیو دیدم که ده سالی اختلاف سنی داشتیم .. !

من هیچوقت این مدل دوستی نداشتم! که بیرون ببینمش و چندساعتی وقت بگذرونیم ..

قبل دیدنش استرس نداشتم و عادی بودم

البته البته ، یه کوچولو پیش خودم فکرکردم که شاید اونقدری واسش جذاب نباشم و حوصلشو سرببرم

ولی خب خوب بود و خوش گذشت ،، وقتی رسیدم خوابگاه منتظر بودم پیام بده !

پیام داد و از طرز صحبت هاش متوجه شدم که به اونم خوش گذشته ( الحمدلله !)

.. مورد بعدی اینکه ..

شب تر بانو پیام داد و گفتش حالش خوب نیست !

حرف زد و حرف زد و متوجه شدم که متاسفانه تو محل کارش زیرآبشو زدن ..

تو حرفه ما این مسئله خیلی خیلی عادیه یهو زیرآب میزنن،پشتت صحبت میکنن،پاپوش درست میکنن و این احوالات !

یعنی اوایل که اساتید میگفتن ما میگفتیم خب تو هممممه مشاغل این مسئله هستش

بیشتر که وارد موضوع شدیم دیدیم خیر ((: خیلی بیشتر تر تر از شغل های دیگس ..

خلاصه اینکه زیرآبشو زدن و اعلام کردن تو صلاحیت نداری

واقعا هیچکاری ازم برنمیومد ! فقط سکوت کردم و گذاشتم صحبت کنه ..


برچسب‌ها : بانو
+ پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۰ - 18 چآی  |